تبليغاتX
جامعه، حکومت
بررسی مسایل اجتماعی سیاسی جامعه
 فروغ
نقش پنهان*

آه، ای مردی که لب های مرا

از شرار بوسه ها سوزانده ئی

هیچ در عمق دو چشم خامشم

راز این دیوانگی را خوانده ئی

 هیچ می دانی که من در قلب خویش

نقشی از عشق تو پنهان داشتم

هیچ می دانی کز این عشق نهان

آتشی سوزنده بر جان داشتم

گفته اند آن زن زنی دیوانه است

کز لبانش بوسه آسان می دهد

آری، اما بوسه از لب های تو

بر لبان مرده ام جان می دهد

هرگزم در سر نباشد فکر نام

این منم کاینسان ترا جویم بکام

خلوتی می خواهم و آغوش تو

خلوتی می خواهم و لب های جام

فرصتی تا بر تو دور از چشم غیر

ساغری از باده هستی دهم

بستری می خواهم از گل های سرخ

تا در آن یکشب ترا مستی دهم

آه، ای مردی که لب های مرا

از شرار بوسه ها سوزانده ئی

این کتابی بی سرانجامست و تو

صفحه کوتاهی از آن خوانده ئی!

|+| نوشته شده توسط علی ملاح در یکشنبه دوم تیر 1387  |
 من میترسم
« بله دوستان عزیز! من می ترسم، نه تنها وقتی سرکوب ام می کنند می ترسم بلکه از ملتی می ترسم که وقتی کسی در بند است می گوید" خوب شاید هم جرم اخلاقی داشته یا حتمن چیزی بوده!!"...من از گروهی می ترسم که به جای آن که کسانی را که امکاناتی دارند، اما زندگی را به روزمرگی می گذرانند را به فعالیت و حرکت تشویق کنند، برعکس می آیند کسانی را مورد حمله و تهمت و توهین قرار می دهند که در حد توان اندک شان قدمی کوچک بر می دارند. من از کسانی می ترسم که روابط شخصی و درگیری های شخصی شان را در موقعیت های سرکوب مطرح می کنندچون تصور می کنند نوبت آنها نیست.من از جامعه ای می ترسم که همواره منتظر است کسی بیاید که مثل هیچ کس نباشد و آنها را نجات دهد. من از مطالب دوستانی که با استفاده از همان کلمات روزنامه های تندروی محافظه کار نوشته می شودمی ترسم ،حتی اگر محتوای متفاوتی داشته باشد! من از کسانی می ترسم که روزی سه بار غایت آرمان هایشان و آن نهایت هایی را که احتمالن ده سال بعد تحقق می یابد تکرار می کنند، بدون آنکه هیج نقشه و حرکتی برای تحقق عملی آن آرمان ها داشته باشند.

من از جامعه ای که غر می زند، اما ارزش های حاکمان اش را بازتولید می کند، می ترسم. من از خشونت نهفته در این جامعه ای که ضعیف کش است می ترسم. من از گروه کوچکی از زنان طبقه متوسط که خود را نماینده تمام اقشار زنان( از همه قوم ها، مذهب ها و طبقات) می داند اما منافع طبقاتی خود را نیز نمی شناسد و نمی توانند از آن دفاع کنند می ترسم.

من از کسانی که با اقتدار و با استفاده از کلماتی صحبت می کنند که همه اعتماد به نفس دیگران را از آنها سلب می کند می ترسم. من از کسانی که از نظارت استصوابی در رنج اند اما خود در جایگاه ناظر، کسانی را که می خواهند در حرکتی برای زندگی اجتماعی بهتر سهیم شوند، صلاحیت شان را رد یا تایید می کنند، می ترسم. من از طرح های کلانی که تکلیف اقتصاد، سیاست و... را در سطح جهانی معلوم می کند ولی هرچه می خوانم متوجه نمی شوم در زندگی روزمره ام چگونه باید عمل کنم می ترسم.

من از جملات کلی و قاطعی که " مو لای درزش نمی رود" و با صدای کلفت و رسا بیان می شود و هرگونه پرسش گری را در ذهن مخاطب از بین می برد می ترسم...بله دوستان خوبم، من از خیلی چیزها می ترسم، باور کنید و دلخور نشوید.

|+| نوشته شده توسط علی ملاح در شنبه هفتم اردیبهشت 1387  |
 سهراب

بد نگوييم به مهتاب اگر تب داريم
...

پرده را برداريم :
بگذاريم كه احساس هوايي بخورد .
بگذاريم بلوغ ، زير هر بوته كه مي خواهد بيتوته كند .
بگذاريم غريزه پي بازي برود .
كفش ها را بكند ، و به دنبال فصول از سر گل ها بپرد .
بگذاريم كه تنهايي آواز بخواند .
چيز بنويسد.
به خيابان برود .

ساده باشيم .
ساده باشيم چه در باجه ي يك بانك چه در زير درخت .

كار ما نيست شناسايي « راز» گل سرخ ،
كار ما شايد اين است
كه در « افسون » گل سرخ شناور باشيم .
پشت دانايي اردو بزنيم .
دست در جذبه ي يك برگ بشوييم و سر خوان برويم .
...

كار ما شايد اين است
كه ميان گل نيلوفر و قرن
پي آواز حقيقت بدويم .

|+| نوشته شده توسط علی ملاح در سه شنبه بیستم فروردین 1387  |
 سیاستهای غلط

   

     باسمه تعالی

حمدو سپاس خدای عزوجل که طاعتش موجب غربت است و شکرانه اش مزید نعمت هر نفسی براید ممد حیات است و مفرح ذات.

 

در حالی که چند روز به انتخابات مجلس هشتم روزهای اندکی باقی مانده است؛جریان راست یا همان اصولگرایان با استفاده از رسانه های انحصاری دولت و تریبونهای عمومی و تشکیلات خود حملات شدیدی

 

را علیه دیگر احزاب سیاسی و روشنفکران و گروهای مستقل و همچنین نهادهای مدنی آغاز کرده اند تا با تخریب چهرها و منتقدان و نیروهای توانا ونیروهای مستقل؛ زمینه را برای حذف آنان وهموار کنند.

 

جریان راست که امروز به همان اصولگرایان معروف هستند به سه گروه کاری تقسیم شدند؛اول طیف اصولگرا؛محافظه کاران؛و بنیاد گرایان؛و در این برهه از از زمان نگران افکار عمومی هستند .نه نگرانی که

 

برای مردم باشد؛بلکه نگرانی  برای موقعیت های از دست رفته خود میباشد.و به شدت از عملکرد دولت و مجلس که بیشتر از همین طیف اصولگراها میباشد و مجالی به نیروهای مستقل و اقلیت برای تصمیمگیریهای مهم نمی دادند هستند.

زیرا دولت نهم و مجلس هفتم نه تنها وضعیت مردم را بهبود ندادند بلکه با سیاستهای غلط خودبا افزایش تورم رشد بیکاری ؛انزوای بین المللی؛و افزایش فقر؛شدند.

 

جناح اصولگرا در این زما ن که زمان تعیین سرنوشت مردم استبرای سرگرم کردن مردم و فرافکنی به طرح اتهامات واهی علیه نخبگان و نیروهای مستقل غیر وابسته می پردازند.و بسیاری از مشکلات کنونی جامعه را

 

به عوامل خارجی نسبت می دهند؛تا از پاسخگویی فرار نمایند؛در حالی که در دو سال گذشته درامدهای نفتی ایران بالغ بر یکصد ملیارد دلار بوده و ذخایر ارزی باقی مانده از دولت خاتمی نیز به انها اضافه میشود.

 

و باید توجه داشته باشیم که گروهی دیگر از اصولگرایان به گروهای  مستقل یا خلاق معروف  هستند  از موضع منطقی تری برخوردا هستند ؛اما مردم عزیز و اقشار نخبه و تحصیلکرده جامعه باید توجه داشته باشند

 

تا به دامن محافظه کاران یا بنیاد گران نیفتند زیرا عصر حاضربه عصر نو اوری و تغییر پذیری مشهور است

همه ما در خاطر داریم که جریان محافظه کاری در نظام کمونیستی بلوک شرق باعث گسترش فقر و فساد شد

 

و از هم پاشید و بنیاد گرایی نیز درحکومت طالبان افغانستانو برخی گروهای تندرو مذهبی امتحان ضد بشری خود را پس داد؛از این رو به تمام دوستان توصیه میکنم مراقب انحصار طلبان و قدرت طلبان باشند و به نکاتی که اشاره میکنم توجه نمایند

 

×جریان محافظ کار و بنیاد گرایان از طریق حذف و تخریب به قدرت می رسند؛انان از انتخابات ازاد و ازاد یبیان بیمناک هستند.مراقب باشید تا از شما به عنوان ابزاری استفاده نکنند

 

×محافظه کاران از اول انقلاب تا کنون بسیاری از نهاد های دولتی را در اختیار داشتندو دارند اگر انان به فکر این ملت بودند این همه بیکاری فقر فحشا بر جای نمی ماند

 

×مواظب باشید از ارزشهای دینی شما و پرونده سازی علیه دیگران و تهمت و افترا به نفع خود استفاده نکنند

×با گروهی مستقل و روشنفکر وارد مذاکره شویدتا نکات مشترک پیدا کنیدو مطمین باشید این جو حاکم وپرونده سازی علیه نیروهای انقلاب و مستقل ایران را به توسعه و پیشرفت نمی رساند بلکه باعث فرار سرمایه و بی ثباتی کشور میشود

 

×به نظر من اصولگرایی واقعی بایدمدافع ازادی ؛برابری؛دموکراسی؛حقوق بشرو اصل مدرنیته باشد .باشد و به امید روزی که دوستان و همفکران عزیزبا انتخاب کاندید اصلح که  وابسته به هیچ یک از گروهای سیاسی تندرو چپ و راستگرای کشور نباشند برای ریشه کنی فقر؛ اعتیاد؛ و فساد اقتصادی؛ انحصارات اقتصادی؛ قاچاق  کالا؛ تحجر؛ و از همه مهمتر فقر نوازی ؛به این ملت سیاست زده گامی باشیم.برداشته

|+| نوشته شده توسط علی ملاح در شنبه بیست و هفتم بهمن 1386  |
 منزلی در دور دست

 


منزلی در دوردستی هست بی شک هر مسافر را
اینچنین دانسته بودم ، وین چنین دانم
لیک
ای ندانم چون و چند ! ای دور
تو بسا کاراسته باشی به ایینی که دلخواه ست
دانم این که بایدم سوی تو آمد ، لیک
کاش این را نیز می دانستم ، ای نشناخته منزل
که از این بیغوله تا آنجا کدامین راه
یا کدام است آن که بیراه ست
 ای برایم ، نه برایم ساخته منزل
نیز می دانستم این را ، کاش
 که به سوی تو چها می بایدم آورد
 دانم ای دور عزیز !‌ این نیک می دانی
 من پیاده ی ناتوان تو دور و دیگر وقت بیگاه ست
 کاش می دانستم این را نیز
که برای من تو در آنجا چها داری
 گاه کز شور و طرب خاطر شود سرشار
می توانم دید
از حریفان نازنینی که تواند جام زد بر جام
تا از آن شادی به او سهمی توان بخشید ؟
 شب که می اید چراغی هست ؟
 من نمی گویم بهاران ، شاخه ای گل در یکی گلدان
 یا چو ابر اندهان بارید ، دل شد تیره و لبریز
 ز آشنایی غمگسار آنجا سراغی هست ؟

اخوان ثالث
|+| نوشته شده توسط علی ملاح در سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386  |
 سلام
ممنون میشم در انتخاب موضوع بعدی نظر بدین

دوست دارم مطلب جدید خودم را با انتخاب شما بنویسم

 

|+| نوشته شده توسط علی ملاح در پنجشنبه هجدهم بهمن 1386  |
 بیاید با هم

هر کدام از ما در طول روز بارها و بارها از شرایط موجود گله می کنیم، از برخورد بد نیروی انتظامی، از برخورد بد کارمندان ادارات، از برخورد بد مغازه دار، نانوا، بقال، میوه فروش، رفتگر و ……..

 این بدان معناست که هر کدام از ما ایرانی ها به تنهایی از دیگران گله مند است بدون آن که متوجه رفتار خود باشد.

 فقر و مشکلات شدید اقتصادی از ما مردم ایران که روزگاری دارای سعه ی صدری بودیم مردمانی پرخاش جو و کم تحمل ساخته است.

 بدون تعارف بگم که در حال حاضر شرایط به گونه ای است که اگر پای یک موضوع مالی در میان باشد، هر کدام از طرفین به شیوه های مختلف سعی خواهند کرد سر طرف دیگر را کلاه بگذارد.

دزدی که تنها به بالا رفتن از دیوار مردم نیست، نانوایی از خمیرش میزنه، بقال ترازوش رو دستکاری می کنه، طلافروش مس بیشتری رو قاطی می کنه، بساز و بفروش از جنس نامرغوب استفاده می کنه، تعمیرکار از جنس دست دوم استفاده می کنه؛ خلاصه هر کدام از ما در هر شغلی که باشیم راهی رو برای سودآوری بیشتر استفاده می کنیم و اصلا اهمیت نمی دیم که حقوق دیگران این وسط چی میشه.

 بسیار متاسف هستم از وضع موجود، ما به انسان هایی پوچ و بی احساس تبدیل شدیم که فقط به فکر خودمون و نهایتش خانواده مون هستیم.

 ما فقط بلدیم حرف های قشنگ بزنیم اما وقت عمل هیچ کسی پیداش نیست، امروز دیگه خیلی کم آدم های وطن پرست پیدا میشن که از زندگیشون بزنن و برای مملکتشون کار کنن.

 جمهوری اسلامی برای خیلی ها خوب شده، حتی برای این به ظاهر اپوزوسیون هم بد نشده، هر روز به عناوین مختلف میان توی تلویزیون ها و کلی چرت و پرت میگن و ساعتی خدا تومن پول می گیرن و برای ما دل میسوزونن.

 ما مردم اول باید خودمون رو اصلاح کنیم بعد بیایم برای اصلاح حکومت، هر کدوم از ما دیکتاتورهای کوچکی در جامعه هستیم که شرایط تبدیل شدن به یک دیکتاتور بزرگ را دارا هستیم.

 فرض کنید آقای ایکس که همه اش دم از آزادی و استقلال کشور می زند و البته همچون بقیه ی مردم در فقر نسبی زندگی می کند اگر از سوی حکومت به بازی گرفته شود و پستی درخور را به وی دهند با کلی پول فکر می کنید نمی پذیرد؟

تمام این سر و صداها برای پول است، تمام این سر و صداها تا زمانیست که این آقا بی پول است اما اگر روزی این آقا به نان و نوایی رسید دیگر سکوت می کند همانند بسیاری دیگر.

 باید دید این مردمی که از فرط فقر و تنگدستی اعتراض می کنند اگر فردا به جایی رسیدند همین موضع را اتخاذ می کنند یا به واسطه ی وضعیت جدید محافظه کار می شوند؟

 من در این جامعه بزرگ شده ام، همه ی مشکلات رو با تمام وجودم حس کرده ام، با این مردم بزرگ شده ام، این اجتماع بیمار است.

 می دانم که در چنین شرایطی همه خود را از این اتهامات مبرا می دانند اما چه کسی را می خواهیم گول بزنیم؟ خودمان را؟

 اکثر مردم ایران برای به دست آوردن پول هر کاری می کنند، توی هر اداره و شرکتی که هستند برای این که اخراج نشوند تن به هر خفتی می دهند.

خوب ممکن است یکی بگوید برای این که مجبور است، جواب من این است اگر مجبور است و هزینه ای هم نمی خواهد بپردازد اعتراض هم نکند.

این مردم همه چیز را می خواهند اما هیچ چیزی را نمی خواهند در قبالش بپردازند، مگر آزادی همین طور مفت و مسلم به دست می آید.

 این وسط ما مردم موندیم که متاسفانه خودمون داریم تیشه به ریشه مون می زنیم، هر کدام از ما پتانسیل ( شدن) رو داره منتها به بازی گرفته نمیشه و برای همینه که در زیر لحاف و پتو یه اعتراضی می کنه.

 با این رویه ای که ما مردم در پیش گرفتیم مطمئن باشید هیچ گاه روی آزادی را نخواهیم دید، هیچ گاه.به امید روزی که؟

|+| نوشته شده توسط علی ملاح در پنجشنبه یازدهم بهمن 1386  |
 پرچم مقدس ایران در ادوار مختلف

 


پرچم های ۵۵۹ سال پيش ایران تا ...

پرچم زمان کوروش کبير 559 سال پيش از ميلاد

 

درفش کاوياني

 

پرچم در دوره شاه طهماسب

 

دوره شاه صفي دوم

 

دوره نادرشاه

 

دوره علي قلي شاه عادل

 

دوره آغا محمدخان قاجار

 

دوره محمد شاه قاجار

 

دوره ناصرالدين شاه

 

دوره رضاخان و پسرش (پهلوي سابق)

 

دوره حاضر (جمهوري اسلامي ايران)

 

 

|+| نوشته شده توسط علی ملاح در دوشنبه یکم بهمن 1386  |
 دکتر شهید شریعتی
|+| نوشته شده توسط علی ملاح در شنبه بیست و نهم دی 1386  |
 کوروش کبیر

منشور کورش کبیر (اولین اعلامیه حقوق بشر)

**اینك كه به یاری مزدا ، تاج سلطنت ایران و بابل و كشورهای جهات اربعه را به سر گذاشته ام ، اعلام می كنم :

كه تا روزی كه من زنده هستم و مزدا توفیق سلطنت را به من می دهد

دین و آیین و رسوم ملتهایی كه من پادشاه آنها هستم ،

محترم خواهم شمرد و نخواهم گذاشت كه حكام و زیر دستان من ،

دین و آئین و رسوم ملتهایی كه من پادشاه آنها هستم یا ملتهای دیگر را مورد تحقیر قرار بدهند یا به آنها توهین نمایند .

**من از امروز كه تاج سلطنت را به سر نهاده ام ، تا روزی كه زنده هستم و مزدا توفیق سلطنت را به من می دهد ،

هر گز سلطنت خود را بر هیچ ملت تحمیل نخواهم كرد

و هر ملت آزاد است ، كه مرا به سلطنت خود قبول كند یا ننماید

و هر گاه نخواهد مرا پادشاه خود بداند ، من برای سلطنت آن ملت مبادرت به جنگ نخواهم كرد .

**من تا روزی كه پادشاه ایران و بابل و كشورهای جهات اربعه هستم ، نخواهم گذاشت ،

كسی به دیگری ظلم كند و اگر شخصی مظلوم واقع شد ، من حق وی را از ظالم خواهم گرفت

و به او خواهم داد و ستمگر را مجازات خواهم كرد .

**من تا روزی كه پادشاه هستم ، نخواهم گذاشت مال غیر منقول یا منقول دیگری را به زور یا به نحو دیگر

بدون پرداخت بهای آن و جلب رضایت صاحب مال ، تصرف نماید 

من تا روزی كه زنده هستم ، نخواهم گذاشت كه شخصی ، دیگری را به بیگاری بگیرد

و بدون پرداخت مزد ، وی را بكار وادارد .

** من امروز اعلام می كنم ، كه هر كس آزاد است ، كه هر دینی را كه میل دارد ، بپرسد

و در هر نقطه كه میل دارد سكونت كند ،

مشروط بر اینكه در آنجا حق كسی را غضب ننماید ،

و هر شغلی را كه میل دارد ، پیش بگیرد و مال خود را به هر نحو كه مایل است ، به مصرف برساند ،

مشروط به اینكه لطمه به حقوق دیگران نزند .

** من اعلام می كنم ،

كه هر كس مسئول اعمال خود می باشد و هیچ كس را نباید به مناسبت تقصیری كه یكی از خویشاوندانش كرده ، مجازات كرد ،

مجازات برادر گناهكار و برعكس به كلی ممنوع است

و اگر یك فرد از خانواده یا طایفه ای مرتكب تقصیر میشود ،

فقط مقصر باید مجازات گردد ، نه دیگران

**من تا روزی كه به یاری مزدا ، سلطنت می كنم ، نخواهم گذاشت كه مردان و زنان را بعنوان غلام و كنیز بفروشند

و حكام و زیر دستان من ، مكلف هستند ، كه در حوزه حكومت و ماموریت خود ، مانع از فروش و خرید مردان و زنان بعنوان غلام و كنیز بشوند

و رسم بردگی باید به كلی از جهان برافتد .

و از مزدا خواهانم ، كه مرا در راه اجرای تعهداتی كه نسبت به ملتهای ایران و بابل و ملتهای ممالك اربعه عهده گرفته ام ، موفق گرداند.

|+| نوشته شده توسط علی ملاح در جمعه بیست و هشتم دی 1386  |
 
 
بالا